محمد يوسف حريرى
287
فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى )
ق ق 1 . نام سورهاى است در قرآن مجيد - سورهء ق 2 . اصطلاحى در تجويد - رموز وقف ( 9 ) 3 . از حروف مقطعه و از فواتح السور است كه سورهء پنجاه قرآن مجيد به آن آغاز مىشود و در معنى آن گفتهاند : الف - اشاره به بعضى از اسماء اللّه مانند قادر و قيوم است . ب . نام كوهى است عظيم كه محيط به كرهء زمين است . ج . براى بيان عظمت قرآن است . قرآن با آن همه عظمت از مادهء سادهاى همچون حروف الفبا تشكيل يافته است . ( تفسير نمونه ) قاب قرآن پوششى به قطع قرآن . از جامه يا چرم كه قرآن را در آن جاى دهند ( لغتنامه ) قاب قوسين ( ق س ) فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى ( نجم - 9 ) كه به طول دو كمان يا دو ذراع و . . . معنى شده است . در بيان فاصلهء حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله هنگام نزول وحى است با جبرئيل امين وحى . 1 . مراد نهايت نزديكى است ( كه نظريهء مشهور مفسران است ) . 2 . شهود باطنى خاصى نسبت به ذات پاك خداست كه براى پيامبر اكرم در اين صحنه روى داد . 3 . عجز از تفسير ( تفسير نمونه ، ج 22 ، ص 486 الى 490 ) قابل التوب غافِرِ الذَّنْبِ وَ قابِلِ التَّوْبِ ( غافر - 3 ) توبهپذير . خداى تعالى است . ( نامها و صفتهاى خداى رحيم ، ص 147 ) قابيل - هابيل و قابيل قادر قُلْ هُوَ الْقادِرُ عَلى أَنْ يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذاباً مِنْ فَوْقِكُمْ ( انعام - 65 ) توانا بر همه چيز در همه احوال . نيروبخش به ديگران . از اسماى صفات خداى تعالى است ( نامها و صفتهاى خداى رحيم ، ص 147 )